عشق زیباست
با نگاهت منو تا اون ور دنیا ببری دوس دارم بدون قایق بیای اما مهربون دسمو بگیری و تا لب دریا ببری داره پاییز می شه اما تو هنوز نیومدی وعده دادی که منو تا شب یلدا ببری نکنه رای تو رو شکوفه های سیب زدن نکنه موندی که من رو نبری یا ببری خواب دیدم حرفا و هدیه هامو پس فرستادی دوس داری قیمت منتارو بالا ببری این تویی همون کسی که واسه من نوشته بود خواب نداری تا منو اون ور ابرا ببری من ساده رو بگو دلو سپردم دست تو سرنوشتمو دادم به دست تو تا ببری حالتون خوبه؟ راستش من یه مدتی حالم خوب نبود نتونستم بیام نت ببخشید که بهتون سر نزدم ممنونم که به یادم بودین و به بهم سر میزدید پیش همتون میام فعلا بای. تو بیرون می روی از خانه ات به قصد هر کاری و شب هم ادعا که عاشقانه دوسم داری نمی دانم چه دردی به سراغت امده اما امان از بی کسی در لحظه های تلخ بیماری پشیمانم پذیرفتم که مهمانت شوم اما نمی خواهم که هرگز بشکنم رسم وفاداری همیشه ارزویم در تمام لحظه ها این بود که عشق ما نگردد رنگ بازی های تکراری ولی افسوس این یک ارزویم هم ز دستم رفت تحمل میکنم تنها تو را از روی ناچاری تمام رازهایم را به تو گفتم ولی صد حیف چه میدانم تو کاش این رازهایم را نگهداری چقدر از دیگران طعنه شنیدم با توام اما نتیجه هیچ بود از این همه عشق و فداکاری خم کوچه همان خم مانده و جاده همان جاده تمام روزها گریه همه شب ها پر از زاری چه کردی تو برای من به جز یک مشت حرف زرد که سنگین است روی شانه من همچنان باری خداحافظ نه با تو ، با همه تا اخر عمرم تو یک هدیه به من دادی که نامش هست بیزاری تولد وبلاگ سلام دوستای گلم خوبید؟ امروز تولد وبلاگمه با اجازه همگی وبلاگم 1 سالش
شد من تو این یک سال دوستای زیادی پیدا کردم و
نمیتونم فراموشتون کنم یک سال با تمام خوبی ها و بدی هاش گذشت تو این یک سال اتفاق های مهمی تو زندگیم پیش
اومد درست یک سال پیش همچین روزی تصمیم گرفتم وبلاگم
رو بسازم وامروز هم تولدش رو جشن گرفتم بفرمایید اینم کیک وبلاگ عزیزم تولدت مباااااااااااااارک همتونو دوست دارم. دست خودم نیست اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و
زندگی من تو شده ای اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد
است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است
بدان که این دست خودم نیست! دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و
به یاد تو می باشم. دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت
را بگیرم ، بر به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و
ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم! دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان
دلم طلوعی دوباره داشته باشی قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد. حاضری جون فداش کنی ، وقتی کسی رو دوس داری حاضری دنیارو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطر اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دو تا سیم حاضری قلب تو باشه ، پیش چشمای اون گرو فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوس داشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو ، حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا میگذری تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره حتی یه ذره گردوخاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی رو دست مجنون بزنی ، با غصه ، همخونه شی حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن حاضری اعتبار تو به خاطرش خراب کنن کارتو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه رو به روت وقتی کسی تو قلبته ، یه چیز قیمتی داری دیگه به چشمت نمیاد اگر ثروتی داری حاضری هر چی بشنوی حتی آگه سرزنشه به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی غرور تو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ عاشق باشی ، اما بازم بگیری دستت تفنگ حاضری هر چی گل داریم ، دونه به دونه بشمری بسوزی از تب نگاش اسمشو وقتی می یاری حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس وقتی کسی رو دوس داری ، معنی نمی ده دیگه ترس وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی نذار که از دستت بره ، این گنج خیلی قیمتی رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم نگاه تو کوک نکنی من خودمو دار می زنم چشات اگه رو پنجره م طرح ستاره نزنن دست خودم نیست دلمو به درو دیوار می زنم تو نباشی من مث اون دخترکی که گم شده گوشه ی کوچه ها می شینم از غم تو زار می زنم
بیا بی قید و شرط عشق ببخشیم تا از انعكاسش كل
زندگیمان نور باران و لحظه لحظه ی عمرمان شیرین و ارزشمند گردد. در كورترین
گره ها، تاریك ترین نقطه ها، مسدود ترین راه ها، فقط عشق است که بی نظیر
ترین معجزه و راه گشاست. مهم نیست دشوارترین مساله ی پیش روی تو چیست.
ماجرای فوق را به خاطر بسپار و بدان سر سخت ترین قفل ها با كلید عشق و محبت
گشودنی است. پس، معجزه ی عشق را امتحان كن!


به خدا بدان که این دست خودم نیست!
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!


.jpg)


| Design By : Night Melody |

